* بهترين مردم كسي است كه براي مردم مفيد باشد (حضرت محمد)
* زآن روي نظير تو نجوئيم كزاول نقاش چو زد نقش تو بشكست قلم را (احدي يكتا)
* بانگاه آخرينش خنده كرد ماندگان را تا ابد شرمنده كرد
* اگر آزادي اراده مرد از او سلب شود ، همه اعمال او ارزش اخلاقي خود را گم مي كنند
* حقيقت و گل سرخ هر دو خار دارند
* آنكه پرنده نيست ، نبايد بر پرتگاه ، آشيان سازد (نيچه)
* دستگيري نتوان داشت توقع زغريق اهل دنيا هم درمانده تر از يكديگرند (صائب تبريزي)
* محال است و بيهوده اين ظن بري كه از تخم ناكشته خرمن بري (وصال شيرازي)
* تواضع بيجا ، آخرين حد تكبر است
* زياد زيستي تقريباً آرزوي همه كس است ، ولي خوب زيستن آرمان يك عده محدود
* كسي كه به انتظار زمان بنشيند آن را از دست مي دهد (ايتاليائي)
* هرچه آسمان تيره تر باشد به همان نسبت ستاره ها درخشانتر خواهد شد (داوينچي)
* خردمند تكيه بر كار خويش زند و نادان بر آرزوي خويش (حضرت علي (ع))
* هنگاميكه مصمم بر عمل شديد بايد درهاي ترديد را كاملاً مسدود سازيد (نيچه)
* چيزها هيچگاه آنگونه كه هستند ، نيستند. آنها همان هستند كه ما تصور مي كنيم
* هشت بار كه افتادي براي هشتمين بار برخيز (چيني)
* تعادل ، فضيلت انسان است (ارسطو)
* عشق يعني لذتي كه در نتيجه خوشبختي شخص ديگر به ما دست مي دهد
* ما بيش از صد سال زندگي نمي كنيم ولي به قدر هزار سال غصه مي خوريم (چيني)
* از خدا خواستم تا خردم دهد ، او برايم مشكل آفريد تا در حل مسائل بر خردم بيافزايم
* عشق نردباني طلائي است ، قلب از آن به آسمان صعود مي كند
* حتي از سنگ هائي كه بر سر راه قرار گرفته اند مي توان چيزهاي زيبائي ساخت (گوته)
* هر تنبلي دهها زرنگي براي جبران لازم دارد ، پس در اين معادله دهها بار به نفع ما است كه تنبلي نكنيم.
* زندگي همچون يك شكل هندسي است ، تفاوت در اين است كه از كدام زاويه به آن بنگريم.
* دانستن نوعي اسارت است و دانشمند حسرت رها بودن برخي نادانان را مي خورد
* آنان كه از مشاورت با ديگران فرار مي كنند ، عاقبت راهشان به تنهائي و مرثيه چه كنم ختم مي شود.
* فاصله حرف و عمل فاصلة كوتاهي است ، تنبلي تنها مانعي است كه نمي گذارد اين راه كوتاه طي شود.
* علامت نداري ، تنها تابلوئي است كه بر در و ديوار خانه مسكين فرياد فقر مي زند.
* انسان هاي حراف معمولاً فرصتي براي خود باقي نمي گذارند كه عملكردي داشته باشند.
* آثار باستاني رد پاي تاريخ است وقتي اين كوره راه مانده را نيز محو مي كنيم ، يعني نبوده ايم.
* نه چندان درشتي كن كه از تو سير گردند و نه چندان نرمي كه به تو دلير گردند (سعدي)
* شالوده زندگي همچون پي بناي ساختمان از آغاز بايد محكم و راست باشد وگرنه ديوار زندگي
تا ثريا هم اگر برود كج مي ماند.
* بدترين و خطرناك ترين جمله اين است ، همه همينطور هستند. (لئوتولستوي)
* زباني كه كلامش كام ديگري را شيرين نكند ، بهتر است كه در كام گوينده اش همواره زنداني باشد.
* كسي كه در تفاهم را مي بندد گذر زمان و زنگار روزگار آن را ناگشودني مي كند.
* برخي براي يك دروغ خود صد دروغ ديگر هم مي گويند پس صدبار به نفع ما است كه از اول راست بگوئيم.
* نسيم الهي اگر از سمت و سوي الهي بوزد ، هيچگاه به توفان جدائي منجر نمي شود.
* برخي حاضرند از خجالت آب بشوند تا حرفشان هم درست از آب در بيايد.
* زندگي گوئي است و ميدان ، ترسوهائي كه وارد اين بازي نمي شوند معمولاً تماشاچي هاي جنجالي هستند.
* واقع گرايان از نتايج تحقيقاتشان نمي ترسند (فئودور داستايوفسكي)
* برخي كه شخصيت ديگران را خرد كرده و آنان را به گوشه انزوا پرتاب مي كنند ، از واحد درس عبرت افتاده اند.
* آرزويم اين است كه بتوانيم آنچه را ديگران در دهها جلد كتاب مي گويند ، در ده جمله بگويم
* برخي براي آنكه اشتباه نكنند ، كاري هم انجام نمي دهند ، اين خود نيز يك اشتباه بزرگ است.
* آنانكه روي دست خودشان مانده اند بيشتر دست و پا مي زنند كه وبال ديگران بشوند.
* براي رسيدن به شيريني زندگي بايد قرص هاي تلخ آن را هم خورد.
* تكبر ، بار سنگيني بر دوش متكبر است ، او باركشي است كه براي اين باركشي ، تنفر مزد مي گيرد.
* بچه هاي طلاق ، سند ناسازگاري پدران و مادران هستند ، اين سند در دفتر اسناد رسمي جامعه جبراً به ثبت رسيده است.
* مغروري كه به غروب غرورش فكر نمي كند ، چرخش زمين را هم با غروري جاهلانه رو مي كند.
* آنانكه فكر مي كنند از دماغ فيل افتاده اند ، سرانجام زيرپاي همان فيل غرور له مي شوند.
* برخي كه ادعا مي كنند بيدي نيستند كه با هر بادي بلرزد ، مطمئناً بر عمق ريشه اصالت خود مطمئن هستند.
* آنان كه با طبيعت بيگانه اند ، زندگي مصنوعي دارند.
* آن كسي كه هرچه دوست دارد مي گويد ، معمولاً آن چيزي كه دوست دارد نمي شنود.
* برخي اوقات بايد انسانهاي خلافكار را به عنوان تخلف از قانون (زنده بودن) هلاك كرد.
* موج سواران از موج آفرينان سپاسگزارند و مردم سواري ناخواسته مي دهند.
* كسي كه پيشاپيش خود به حساب خودش برسد به يقين مجبور نيست به ديگران حساب باز پس دهد.
* از كاشتن دانه اگر و مگر ، معمولاً باغي به وسعت «كاشكي» با جلوه اي بي رنگ به بار مي آيد.
* برخي انسان هاي به ظاهر فقير كه براي خود بهائي قائل نيستند بر سر چهارراه زندگي چوب حراج به اين عزت خدادادي مي زنند.
كسي كه عزت نفس خود را نردبان ترقي مي كند روي پلكان هاي غيرت خود پا گذاشته و صعودش افتخار آميز نيست.
* آدم هاي بدحساب معمولاً براي توجيه نپرداختن «كم» نمي آورند.
* در حاليكه هزاران دست در طلب روزي است در همان حال هزاران نفر هم با لگد به روزي مي زنند.
* هر كسي در مسير نامهرباني قرار گيرد ، عاقبت خودش در بن بست بي مهري گرفتار مي شود.
* دوروئي ، دو روي يك سكه اي است كه در بازار اجتماع حق ، يك خريدار ندارد.
* شگفتا كه با اين همه پسنديده هاي خدا ، برخي خفت پسند هستند.
* خودپرستي ، آفت خرد است.
* برخي آنقدر به دروغگوئي عادت كرده اند كه وقتي مي خواهند راست بگويند خود از باور آن نيز هراس دارند.
* شاكيان حرفه اي روزگار ، مدام در دادگاه هاي خيالي خود همه را محكوم مي كنند و خود تبرئه.
* در بند خدا بودن كمال آزادي است اما در بند خود بودن اسارت در زندان است.
* آفت دين حسد است ، خودپسندي و خودخواهي است.
* مطمئن باشيد گمشدگان در وادي خلاف به خودشان آدرس اشتباه داده اند.
* غرور به دانش خود بدترين جهالت است.
* خشونت والدين همچون بازي دومينو ، اولين ضربه را تا به بي نهايت عاطفه خانواده منتقل مي كند.
* كس كه اراده فولادين داشته باشد در گرماگرم زندگي براحتي ذوب نشده و در قالب بي قوارگي شكل مي گيرند.
* برخي در خواب غفلتند و گروهي در اغماي غفلت ، هر دو اين گروه عمر باخته هاي مغبوني هستند.
* فريب نخوريد ، هرجا آرايش بيشتر است كمبود واقعيت ها هم بيشتر است.
* آنكه ستايش كند تو را به چيزي كه نيستي ، استهزايت كرده (حضرت علي (ع))
* تملق ، خوراك ابلهان است . (شكسپير)
* گاهي اوقات حتي زراندوزان در آرزوي خواب طلائي ، خميازه مي كشند.
* فقير در بلوغ اقتصادي مشكل دارد ، جامعه حق ندارد به آنان انگ عقب افتادگي ذهني بزند.
* در سوداي زندگي اگر به حق خود قانع باشيم ، حتي در پيري هم اجازه نمي دهيم حرص ، جوان بشود.
* گاهي اوقات اولين اشتباه انسان ، آخرين اشتباه او خواهد بود ، سعي كنيد قرباني اين ريسك نشويد.
* چاپلوسي ، هم گوينده را فاسد مي كند هم شنونده را (ديل كارنگي)
* كسي كه بر توسن مهرباني سوار باشد هيچگاه به خاك گدائي محبت نمي افتد.
* كسي كه از ياد دادن نكته اي به ديگران دريغ مي كند بدهكار تمامي جامعه است كه نكته ها به او ياد داده اند.
* انسان به همان اندازه كه حرف هاي سبك بزند از وزن خويش مي كاهد.
* انسان زماني بايد خاطر جمع باشد كه مورد قبول جامعه است كه ذهن جمعي جامعه به او نمره قبولي داده است.
* كسي كه هندسه زندگي اش به درستي ترسيم شده باشد ، از تمام اضلاع زندگي او تناسب مي بارد.
* شيشه اعتبار انسان به تلنگري بند است ، خيلي مواظب باشيد نشكند.
* هركس را بيشتر دوست داري كمتر به او تملق بگو.
* كاري كنيم كه حتي پس از مرگ ما خاطره ما در موزه خاطرات بازماندگان ماندگار باشد.
* كسي كه دچار اغتشاش هويتي شد در ازدحام چندهويتي نيز گم مي شود.
* آفت كار ، دلبستگي نداشتن به آن است.
* سخنوران وارسته كلماتي «زرگونه» مي گويند ، عيارشناسان اينگونه سخنان را سنگ محك زده و به جان دل مي خرند.
* زندگي اگر هدفدار نباشد روز و شب آن همچون تير به تاريكي انداختن ، هدر مي رود.
* اگر كسي از حداقل زمان ، حداكثر استفاده را ببرد ، بايد نشان طلائي وقت شناسي را بر گردنش آويخت.
* هرگاه خانه تكاني اخلاقي كرديم همان روز عيد است.
* برخي اوقات مي توان نامه قلب انسان ها را از چشمشان خواند.
* خانواده اگر زير چتر حمايت سرپرست مناسبي نباشد ممكن است باران نامناسبي ، آبروي آن خانواده را بشويد.
* انسان اگر شهامت اعتراف به گناه پيدا كند خداوند نشان افتخارآميز عفو به گردن او مي آويزد.
* اگر مهر كسي درون انسان به خوبي جا گرفته باشد ، جمله (از دل برود هرآنكه از ديده برفت) بي معنا مي شود.
* برخي مسئله مي آفرينند و گروهي صورت مسئله را پاك مي كنند اما راه حل همچنان تنها و خاك گرفته مي ماند.
* كسي كه چهره اي تلخ دارد اوقات آينه هم از ديدارش تلخ مي شود.
* ممكن است كسي درخت دروغ بنشاند ولي مطمئن باشد نمي تواند زير سايه آن بنشيند.
* كسي كه حاضر نمي شود (محك) بخورد از عيار خلوص خود مطمئن نيست.
* شگفتا كه در جامعه تا خط نداشته باشي ، خوانده نمي شوي.
* خوش قول سرمايه و دري است كه در اذهان همه سپرده اي با بهره بالا ذخيره دارد.
* كسي كه در ذهن خود شخصيت ديگران را مدام قتل عام كند ، بلاخره منتظر ترور شخصيت خود باشد كه بدون شك اتفاق مي افتد.
* كسي كه تقاضاي عمر دراز دارد ، آيا در نحوه عنصر عمر خود هيچگاه باريك شده است.
* فرزند بايد بتواند محبت را در كانون خانواده پيدا كند وگرنه در جست و جوي آن سر از ناكجا آباد بي محبتي درمي آورد.
* كسي كه به حقيقت مي رسد ، از اندوه دنيا دست بر مي دارد (افلاطون)
* انسان به همان اندازه كه وقت صرف طمع كاري مي كند ، به همان اندازه فرصت استفاده از خوشي ها را از دست مي دهد.
* آنان كه با چشم مي انديشند ، حتماً با عقل نمي بينند.
* آنان كه اهل بند و بست هستند بيشتر دل مي بندند و كمتر دل مي كنند.
* توانگر واقعي كسي است كه چشمش به دست ديگران نباشد. (حضرت محمد)
* بيسواد در جنگ با خاكريزهاي فتح نشدني بيشتري روبرو مي شود و بيشتر از ديگران هم پاتك مي خورد.
* در سرمشق زندگي بنويسيد (مي توانم) و بخوانيم (مي توانم)
* آنچه را مي خوانيد ، مي شنويد و مي بينيد ، نپذيريد مگر درستي اش بر خودتان آشكار شود.
* عمر خود را صرف خواسته هاي پوشالي كردن ؟
* رسيدن به عالي ترين حقايق از راه احساسات است ، نه عقل و تفكر.
* دعا كنيد ستاره بخت را در آسمان پيدا كنيد اگر خدا نخواهد همواره سر به هوا و حيران مي مانيد.
* برخي براي به دست آوردن فرصت ، شاگرد و براي از دست دادن آن استادان بنامي هستند.
* كسي كه فرصت هاي طلائي را از دست مي دهد نصيحت نكنيد كه فرصت هاي معمولي را غنيمت بشمارد.
* معتاد با زدن هر كبريت ، به سوي جان شيرين خود شليك مرگ مي كند.
* تا دل كسي از سنگ نباشد راضي نمي شود كه لنگي به پاي لنگي بخورد.
* شگفتا كه ره گم كردگان در چهارراه زندگي عبرت نگرفته و باز هم به ديگران آدرس مي دهند.
* نيت خوب اگر بد بيان شود همچون سناريوي فيلمي است كه با هنرپيشه اي ضعيف به نمايش داده شود.
* حرف بي عمل ، همچون چك كشيدن به حسابي است كه پر از خالي است.
* لغت زندگي چه بي ارزش مي شود وقتي كه معناي آن را با زنده بودن به هر قيمت اشتباهي ديده باشيم.
* كساني كه از بالا ديگران را كوچك مي بينند مغرور نشوند ديگران هم از پائين آنان را ريز مي بينند.
* خورشيد اميدواري هرگاه طلوع كند اجازه نمي دهد كه شب نا اميدي دوام بياورد.
* تنها تنبلي كه شايد هيچگاه جبران نمي شود زماني است كه صداي در زدن خوشبختي را بشنويم و برنخيزيم.
* اي كاش به همراه هر فن آوري ، فرهنگ آن را هم اختراع و آموزش مي دادند.
* عاقبت سر بر ديوار غم بي كسي مي گذارند آنان كه بي محابا از ديوار حرمت مردم بالا مي روند.
* كسي كه در جلوه ظاهري اش افراط مي كند ، براي پنهان كاري عيب هايش مي كوشد ، نگران نباشيد!
* والدين اگر سرمشق فرزندان را درست بنويسيد ، مطمئن باشيد تا پايان صفحه درست و خوانا نوشته مي شود.
* در يك بازي وقتي احساسات تماشاچي به بازي گرفته مي شود تماشاچيان همان توپ بازي اند كه ضربه مي خورند.
* برخي وقتي كه از (اسب مراد) به زير كشيده مي شوند ، بر مركب شيطان سوار مي شوند.
* بي توجهي والدين به فرزندان همچون موريانه پايه هاي تربيتي آنان را مي خورد و درخت زندگيشان را سقوط حتمي است.
* تنگ نظر نباشيد وگرنه حق وسعت بيكران داده هاي خدا را هم كوچك مي بينيد.
* آرزوهاي دور و دراز ما را از ديدن نعمت هاي نزديك هم محروم مي كند.
* شهامت را كسي دارد كه ترس را بشناسد و آن را مغلوب و خرد سازد. (نيچه)
* زمان حال مي تواند گذشته را عبرت انگيز و آينده را شوق انگيز كند.
* مهم آنست كه چه گفته مي شود و الا در جامعه برخي صدا دارند ولي تصوير ندارند و برخي تصوير دارند ولي بي صدا هستند.
* بايد براي شنيدن كلمه نه در خانواده تمرين كرد والا نه هاي جامعه شوك مدهوشي به ما وارد مي كند.
* در خانه هائي كه همواره جنگ است روان همه اعضاء تركش مي خورد و كسي در امان نمي ماند.
* انسان هاي دانشمند و عالم همچون درختان مثمر سر بزيرند و همچون سرو آزاده سرفرازند.
* آتش نگاه برخي مي سوزاند اما دم گرم برخي انجماد عاطفي را آب مي كند.
* برخي آدم هائي شرور ، سفير شرارت هستند و استوار نامه خود را در مقابل آينه سفارت خود به خودشان تقديم مي كنند.
* زماني كه پيشكسوتان پي زده مي شوند ، نوآموزان پيشتاز نيم نگاهي عبرت آميز به تاريخ مصرف خود بيندازند.
* حسن ظن به خدا آن است كه به غير خدا اميدوار نباشي و جز از گناهانت نترسي (امام جعفر صادق (ع))
* شيطان وقتي جسم و روح ما را به تصرف درآورد هم بايد غنيمت بدهيم و هم برايش بيگاري كنيم.
* اگر اساسنامه تشكيلات سازماني خانواده درست نباشد از آئين نامه هاي اجرائي آن كاري ساخته نيست.
* كوه هم نداي صلح و دوستي را پس مي دهد ، انسان كه كر تر از كوه نيست
* آنان كه معمولاً انديشه تهاجمي دارند فكرشان براي راه اندازي مكانيسم سازگاري كار نمي كند.
* وقتي از شادي ديگران شاد شويم خودبخود در اين ماجرا سهمي نشاط آور برده ايم ، معامله از اين شيرين تر؟
* اشتباه خود را توجيه كردن اشتباه روي اشتباه است.
* اشعه هاي بزرگ ناشي از جرقه هاي كوچك است.
* مدح كردن صفتي ، زماني كه كسي آن را ندارد تعريف از بي صفتي است كه اين خود نوعي بدگفتن است.
* كينه توزان را مي توان با پادزهر محبت سم زدائي كرد.
* كسي كه در ابتداي مسابقه خود را بازنده احساس كند به ميدان خودكشي رفته است.
* كلام هركس شناسنامه شخصيت اوست ، چه بهتر كه اين شناسنامه با خطي شيوا نوشته شود.
* گاهي اوقات سنگ صبور هم طاقت شنيدن درد دل هاي ما را ندارد و غمگينانه مي شكند.
* كساني كه آسايش مردم را به يغما مي برند در دادگاه دل مردم مدام شلاق نفرين مي خورند.
* دهانه اسب سركش نفس را چنان بايد كشيد كه براي هميشه تاخت و تاز را فراموش كند.
* انرژي منفي در وجود هر كسي است ، چه بهتر كه جائي تخليه شود كه كمترين تركش و زخمي را داشته باشد.
* زيادطلبان معمولاً شكمهاي سير و چشم هاي گرسنه اي دارند.
* الفباي آموزش «ادبيات تفاهم» را بايد از كلاس خانواده آموخت ، كلاس هاي بيروني و تقويتي كارساز نيست.
* اگر دل شما بانك محبت باشد همه در آن حساب باز مي كنند.
* خوشبختي گمشده همه است ولي سعي نكنيم در مسير يافتن آن خودمان هم گم شويم.
* مي گويند وقت طلاست ، لطفاً بگوئيد وقت چه كساني؟
* اگر انسان ، انسان را مي آفريد ، مطمئناً از اين آفرينش شرمسار مي شد.
* آنان كه تلاش مي كنند همواره سر ديگران را به سنگ بكوبند ، ترازوي مهرباني شان بار سنگ مي برد.
* زندگي همچون ميدان كشتي است كه بايد هم فن آن را بداني و هم بدلش را
* برخي زندگيشان را با يك گل بهار مي كنند و گروهي با دست خود گلستان زندگيشان را خزان!
* برخي براي رسيدن به (آسايش) و (آرامش) خود را از دست مي دهند.
* شانس شكاري است كه ممكن است يك بار در تيررس قرار گيرد ، اگر زده نشود رنگ زرد شكارچي تماشائي است.
* تكرار آزمون و خطا ، تكرار خطاست.
* برخي به رغم داشتن سواد بسيار نمي توانند در مقابل قاضي به خوبي حساب پس بدهند.
* فقط آدم هاي كج بين تصور مي كنند كه بار كج به منزل مي رسد.
* برخي امانت دارترين حرف هاي دلشان و خيانت در امانت نمي كنند.
* اگر كسي در چاه شكست خودساخته افتاد ، بدون شك چاله هاي ناداني خود را پيروزمندانه رد نكرده است.
* معتاد كودتاگري خزنده است كه براندازي جسم و روح خود را نادانسته در دستور كار خود قرار داده است.
* كسي كه روزگارش سياه است از سياهي شب هيچ واهمه اي ندارد.
* زماني خنده بر هر درد بي درماني دواست كه بدانيم كجا و چه وقت بخنديم و چگونه بخندانيم.
* شگفتا كه در جاده زندگي برخي هرچه مي دوند نمي رسند و گروهي ندويده رسيده اند.
* آينده نگري افراطي انسان را از بهره برداري (حال) غافل مي كند.
* برخي براي به دست آوردن ثروت بادآورده جلو باد مي ايستند و مدام جهت عوض مي كنند.
* دليلي ندارد كسي كه در ناز و نعمت غرق است در درياي غم غرق نشود.
* برخي انسان ها موانع را به فرصت و برخي فرصت ها را به موانع تبديل مي كنند تفاوت اين ها همچون فرق بين پيروزي و شكست است.
* آنان كه در مسير زندگي خود را به باد مي سپارند ولي سالم نمي رسند.
* انسان نبايد هميشه منتظر چراغ سبز باشد گاهي چراغ قرمز حيات بخش تر است.
*آنان كه عقيده اي را قبول ندارند و به عقايد ديگران هم بي احترامي نمي كنند ، قابل احترامند.
* مي توان دل شكسته را بند زد و او را دلبند خود كرد.
* برخي كه به (خودخوري) بي انتهائي دچار هستند ، زودتر تمام مي شوند.
* اگر جائي تب شديد ديديد ، منتظر لرز آن در جاي ديگري باشيد.
* قضاوت انسان در مورد هر چيز به اندازه دانش اوست.
* دروازه باني كه بيش از اندازه براي توپ خوش تعارف باشد سرانجام به شكل غمباري گلباران مي شود.
* انسان نادان قاتلي به نام جهل دارد كه همواره سلول هاي مغزي اش را ترور مي كند.
* كسي كه پرونده سفيد زندگي ديگران را مي بندد ، در آن دنيا پرونده قطور سياهي را براي خود مي گشايد.
* انسان اگر دستي به آينه دل خود بكشد ، بينش دل پسندي هديه مي گيرد.
* برخي حاضرند لباس پاره فقر را بپوشند اما هيچ وصله بي آبروئي به آن نيندازند.
* كسي كه از ديوار آبروي مردم بالا مي رود به همان ارتفاع از نردبان رسوائي خود بالا رفته است.
* سعي كنيم گام تكبر بر خاك نيندازيم چون او عاقبت ميزان بي تكبر ما است.
* درون بستان زندگي برخي فقط دست خود را براي گرفتن ، تربيت كرده اند.
* زندگي همچون ماشين است كه به جلو مي رود ، انسان در نقش هدايتگر هم بايد جلو را ببيند و هم گاهي نيم نگاهي به عقب داشته باشد.
* اگر شعاع افكار ما پرتو طلائي داشته باشد زندگي در دايره اي طلائي دور مي زند.
* كسي كه (چه) خود را نشناسد (مرز) ديگران را هم نمي شناسد.
* كسي كه براي رسيدن به دنياي هپروت به افيون پناه ببرد سرانجام مجبور مي شود در اردوگاه ترك اتراق كند.
* كسي كه در مسير زندگي دست به عصا و با احتياط راه برود پايش به چاله زندان نمي افتد.
* آرزو وقتي از مرز واقعي گذشت انسان در دوردست وادي روياهايش گم مي شود.
* كسي كه مرغش يك پا دارد معمولاً منطقش لنگ مي زند.
* برخي بر غم حفظ ظاهر سازشكارانه ، در روياروئي پنهان با هم مشاجره دارند.
* جريان خروشان زندگي عاقبت به اقيانوس آرام مي رسد ، آرام باشيد.
* گاهي يك بي توجهي سبب مي شود كه هزاران برگ برنده با جريان وزنده خزان وار از دست ما مي ريزد و حسرت به دل مي مانيم.
* انسان بايد اول خودش را وزن كند و بعد بگويد منم.
* با چشم دل بايد ديد تا عاطفه به آن رنگ مهرباني بدهد.
* لطف زندگي در فراز و نشيب آن است جاده هموار ، همواره كسالت خواب آوري پيش رو دارد.
* بي خبري همان خواب با چشمان باز است ، شما بنويسيد بيداري ، بخوانيد خواب غفلت.
* برخي كه فوق تخصص در رد كردن دارند هرگونه اتهام را به مبارزه مي طلبند.
* گل به خجالت چهره زنان مؤمن ، در هيچ فصلي از زندگيشان پرپر نمي شود.
* مغر اگز كارگردان خوبي باشد ، بقيه اعضاء نقش خود را خوب بازي مي كنند.
* وقتي كار مي كنيم كه گل از گل ديگران مي شكفد ، اشك شادي آنها هم گلاب نابي است كه مي چكد.
* از ديگران بايد عبرت گرفت نه اينكه آينه عبرت ديگران شد.
* شگفتا كه گروهي بسادگي وصال را به هجران تبديل مي كنند در حاليكه برخي عمري در آتش وصالي مي سوزند.
* كسي كه تربيت را از راه خشونت تجويز مي كند خود جراحت فكري دارد.
* برخي اوقات مي توان با شكوفه يك لبخند ، زندگي خزان زده ديگران را بهاري كرد.
* تجربه نشان داده است آنان كه به راحتي قول مي دهند به آساني هم زير قولشان مي زنند ، گوش ها را بايد هوشيار نگهداشت.
* اگر بر خود مسلط باشيم ، فرمانرواي سرنوشت خود هستيم.
* به كسي كه به سخنان خود رنگ و لعاب اضافي مي دهد ، شك كنيد چون تلاش دارد كه دروغ رنگي به شما تحويل دهد.
* تواضع صفت بارز كساني است كه به كمال دست يافته اند.
* چشم باز به تنهائي براي رهنوردي زندگي كافي نيست ، چشم عقل هم بايد بينا باشد.
* چو بيد خم شو ، چون بلوط مقاومت كن.
* آنان كه كار كوچك ديگران را بزرگ و كار بزرگ ديگران را كوچك جلوه مي دهند انديشه شن دچار خطاي ديد است.
* برخي كه بي دليل كانون گرم خانواده خود را ترك مي كنند ، عاقبت با آبروئي منجمد شده در سردخانه اي پيدا مي شوند.
* حوادث چون روزها سپري مي شوند.
* در موفقيت هم بايد راه اعتدال پوئيد.
* شگفتا كه برخي شاه كليد ارتباط را در دهان دارند اما از گشودن قفل دهان خود عاجزند.
* از فرط غرور ، نه و از فرط ضعف ، آري مگو.
* اگر تنهائي مثبت نبود ، هيچ اثر هنري يا علمي خلق نمي شد.
* كسي كه بي نوبت سوار قطار شود و روي ريل بي نظمي براند ، ايستگاه آخرش ايستادن مقابل قاضي و دادگاه است.
* اگر به جاي اسلم با مسلم به جنگ دنيا مي رفتيم ، دشمنان نابود مي شدند.
* معمولاً كساني كه گفتارشان قيمتي است ، بيشتر سكوت مي كنند و ارزان حرف نمي زنند.
* خانه ات را براي ترساندن موش آتش نزن.
* وقتي عنصر هماهنگي در كار غايب باشد ، بي نظمي در آهنگ كار ساز خودش را مي زند.
* فرمانده خوب كسي است كه بدون تلفات ، حتي از دشمن پيروز شود.
* عجيب است برخي فرصت هاي طلائي را از دست مي دهند اما در كمين احتمالات ضعيف مي نشينند.
* صلح ، تكيه گاهي جز ترس ندارد.
* جنگ بشر با قدرت ، كشمكش خاطره عليه فراموشي است.(ميران كوندرا)
* برخي وقتي به درياي آرزوهايشان مي نگرند ، سريعاً غرق در حسرت مي شوند.
* مردها در پيري محتاط تر مي شوند ، نه عاقل تر
* چيزي را كه نتيجه انتخاب نيست نمي توان شايستگي يا ناكامي تلقي كرد. (ميران كوندرا)
* اين حق هر انساني است كه فشارهاي روحي خود را تخليه كند اما نه به بهاي آوار كردن بر روي ديگران.
* اگر عزت خواهي قطع كن از آنچه در دست مردم است.
* معمولاً كسي كه از ارزيابي كار خود واهمه دارد ، مطمئناً از بي ارزشي كار خود هراسناك است.
* شجاعان رو در رو مي گويند ، پس كسي كه در غياب ديگري غيبت كند ترسوئي است كه از راه دور كلام بد شليك مي كند.
* حريص محتاج است اگرچه مالك دنيا باشد.
* ما كه براي بهتر ديدن چهره خود آيينه را پاك مي كنيم ، چه بهتر كه دستي هم به آيينه گرد گرفته دلمان بكشيم.
* بخيل خوب ها را مي برد و زشتي ها را آشكار مي كند.
* آنان كه به سبب كارهاي نيك شان به خاطره سپرده مي شوند ، گوئي كه هيچگاه به خاك سپرده نمي شوند.
* حسد ورزيدن نشانه بارز بي لياقتي است.
* انسان هاي اميدوار معمولاً لغت پايداري را بهتر از ديگران معني مي كنند.
* برخي براي حل معادله يك مجهولي زندگي خود ، تدبير به خرج نمي دهند و سرانجام آن را چندمجهولي مي كنند.
* واكنش ديگران را مي توان آيينه رفتار خود دانست ، چه بهتر كه هر از گاهي به اين آيينه نيم نگاهي بكنيم.
* كسي كه حرف آخرش را اول مي زند ، در همان آغاز كار گفتمان را مجروح مي كند.
* هنر توانائي نيست ، تسلي خاطر است.
* كسي كه هرچه باداباد (شعارش) باشد ، عاقبت (شعورش) را هم به باد مي دهد.
* كسي كه روي دايره سمج بازي دور مي زند ، عاقبت سرگيجه تهوع آوري مزد مي گيرد.
* مي توان با نيم نگاهي هزاران سخن از چشم برخي فهميد اگر ديده بصيرت نداريد نگاه نكنيد.
* برخي دوست دارند حرف اول را بزنند و گروهي حرف آخر ، اي كاش كسي پيدا مي شد و حرفي از (عمل) مي زد.
* شهامت كسي دارد كه ترس را بشناسد و مضطرب سازد (نيچه)
* بايد خيلي از عوامل دست به دست هم بدهند تا بتوان پا به پاي زندگي راه رفت.
* صبربر3 نوع است:صبر به هنگام معصيت ، صبر براي انجام عبادت نيكو و صبر براي ترك گناه و معصيت (حضرت محمد (ص)
* اگر كسي به تقسيم اعتقاد داشته باشد ، بايد تسليم (خارج از قسمت) نيز بشود.
* عاقل هرچند هواي دروغ گفتن در انديشه اش باشد ، دروغ نمي گويد.
* سياست فاقد قلب است و فقط منزواست (ناپلئون)
* تنگ نظر وسعت ديد خدادادي را در چهار ديواري محصور مي بيند.
* اگر در جائي تشنج ديديد ، در جاي ديگر دنبال (تب) آن بگرديد.
* خسيس نه مي خورد و نه مي خوراند و در واقع ظالمي مظلوم است.
* برخي با از دست دادن هويت زندگي خود در عالم بي وزني فرهنگي معلقند.
* چون عقل زيادي گيرد ، كلام اندك شود (حضرت علي)
* آنكه (مد) را كنده شده از گذشته تعريف مي كند متوجه پرتاب شدن به دوره پوچي باشد.
* شگفتا كه ميل نقدينگي كوخ ها را ويران و كاخ ها را آبادتر مي كند.
* با ديگران كم و با خودت زياد حرف بزن (ضرب المثل دانماركي)
* سكوت گاهي بهترين و زماني بدترين پاسخگوئي است.
* آيينه عبرت را در هر زمان و هر مكان مي توان ديد چرا به ايوان مدائن آدرس مي دهيد.
* از پرگوئي بپرهيز ، لغزش فراوان آرد و آزردگي توليد كند (حضرت علي (ع))
* سعادت بسته به كار و جسارت است (بالزاك)
* احتكار محاسن ، اتهامي توأم با خوشنامي است.
* پاي اراده وقتي لنگ بزند ، مرور زمان هم جاده پيشرفت را زير گرد و خاك فراموشي محو مي كند.
* بهترين اثر خداوند مادراست و زيباترين لوحه اي كه نوشته نام مادر است.
* برخي تخصصشان (راه اندازي) و گروهي تلاششان از راه انداختن است ولي جاده فرياد مي زند كه كاروان رفت.
* حق مادر ، موجودي كه تو را در شكم حمل كرده ، شيرت داده و در آغوش پرمهرش پرورده است از هر حق ديگري بيشتر است.
* براي اينكه برق دارائي كسي چشم شما را نگيرد ، چشمان قناعت خود را بر روي قطب هاي مثبت و منفي آنان ببنديد.
* كساني كه بند گهواره كودكان را به دست دارند ، از آنان كه زمام حكومتي را در دست گرفته اند ، مؤثرتر و بانفوذترند.
* دست اندازان به مال مردم عاقبت دست از پا درازتر گرفتار مي شوند اين قيافه براي عبرت ديگران تماشائي است.
* مردان آفريينده كارهاي بزرگ اند و زنان بوجود آورنده مردان.
* مادر خورشيد سعادت است.
* كسي كه به اشتباه خود اعتراف كند ، به شجاعت خود اعتراف كرده است.
* آزادي تنها ارزش جاودانه تاريخ است (آلبركامو)
* كسي كه ديگران را سپر بلا مي كند ، بلاخره خودش هم بدون تركش تير بلا نمي ماند.
* كسي كه آب به آسياب دشمن مي ريزد كيسه استخوان هاي آرد شده مردم بي گناه را به آنان هديه مي دهد.
* آزادي توفان است ، ترسوها آرامش استبداد را ترجيح مي دهند (توماس جفرسون)
* بي انديشه به كاري دست زدن همچون شيرجه در تاريكي است كه عاقبتش معلوم است.
* اگر ملتي چيزي را بر آزادي ترجيح دهد همه چيزش را از دست مي دهد.
* انسان اگر يكبار فريب خورد ، ننگي ندارد اما اگر تكرار شد به كرات ننگ را به جان خريده است.
* افرادي كه مدام طالب منافع شخصي خود هستند ، كمتر از طالبان نيستند.
* اخلاق را توفان هاي روزگار تقويت مي كند. (گوته)
* برخي در پند و اندرز دادن حاتم طائي هستند اما در گرفتن خسيس بي همت!
* كسي كه در آتش حسرت هر چيزي مي سوزد ، جهنم مضاعف پيسي خريده است.
* بزرگترين عمل غيراخلاق برعهده گرفتن شغلي است كه از عهده اش بر نمي آئيم. (ناپلئون)
* كسي كه فكر مي كند دانائي اش كامل است همچون اسيري است كه از درون خانه قفلي ناگشودني به روي خود زده است.
* گمشدگان در كوچه هاي فرهنگي بيگانگان ، عاقبت بايد آدرس فرهنگ خود را بپرسند تا خود را پيدا كنند.
* فكر را بايد به اندازه ظرفيت موضوع مشغول كرد والا شبيه گريه كردن براي مرده اي است كه هنوز نمرده است.
* تقوا به هنگام سودجوئي معدوم مي شود همانند رودي مي شود ، همانند رودي كه به دريا بريزد.
* بدانيد كه خودسرانه درمان كردن مطمئناً بي دردسر نيست
* كسي كه در مسير درست قرار نگرفته باشد همواره اندرخم كوچه اول دور خود مي پيچد.
* صاحبان اخلاق ، روح جامعه خود هستند (امرسون)
* مي گويند همه از امتحان واهمه دارند ولي روزگار با امتحانات اجباري خود واهمه را بالاخره تحميل مي كند.
* اوليائي كه باب گفت و گو را به روي فرزندان خود مي بندند دروازه گشادي براي معلمان بدآموز بيروني به ايشان مي گشايند.
* ملت بدون اخلاق ، اخلاق بدون عقيده ، بدون فهم ممكن نيست. (سيدجمال الدين اسدآبادي)
* خيالاتي ، هواپيماي خيالش در فراسوي همه مرزها ، گشت زني رويائي دارد.
* كسي كه به خود (جفا) مي كند شما چه انتظار (وفا) از او داريد.
* برخي كه براي رسيدن به مدرن هاي خيالي خود پل هاي سنتي پشت سر خود را خراب مي كنند عاقبت اينها جائي است كه نه راه پس دارد نه پيش.
* سرباز زندگي بودن نه قابل خريدن است و نه هيچگاه معافيت مي پذيرد.
* موضع انتقادي اگر انتقامي نباشد ، نقدي ارزشمند است.
* گاهي صداي پول نداي عدل را مي كشد.
* برخي با بافته هاي ذهني خود منسوجاتي عرضه مي كنند كه هيچ عرياني را نمي پوشاند.
* اگر عدالت محو شود زندگي به زحمتش نمي ارزد. (امانوئل كانت)
* ارزنده ترين مرحله خرد ، خودشناسي است.
* جامعه ، خود از متنوع ترين موزه هاست ، نگاه كردن به آن بلدي مي خواهد.
* اگر قانون گنگ نباشد ، مجري آن در مقابل قانون شكنان به لكنت نمي افتد.
* تاريخ مشاور ايران است (توماس كارتمايل)
* اگر درست گفتن را با درشت گفتن جابه جا نگيريم درست است.
* خوب حرف زدن و حرف خوب زدن هر دو تمرين مي خواهد پي بدون تمرين بدون تپق نخواهد بود.
* شگفتا كه برخي سرنوشت ميخ آهني و سنگ را مي دانند اما دست از كاربرد ادبيات چكشي بر نمي دارند.
* بي عدالتي تواناترين افراد را به تباهي مي كشاند.
* در چهارراه جهاني فرهنگ بايد با خودروي فرهنگي خودي و با احتياط مسير سبز را انتخاب كرد.
* اگر قرار باشد براي رسيدن به اشرافي گري از شرافت خود مايه بگذاريم در اين معامله بازنده ايم.
* خانواده اگر نقش هدايتي فرزندان خود را در مسير زندگي فراموش كند بعداً بايد شاهد ويراژ دادن آنان را در كوچه پس كوچه هاي بي هويتي باشد.
* كامل ترين نوع بي عدالتي آن است كه عادل به نظر برسيم و نباشيم.(افلاطون)
* كسي كه به فرهنگ گذشته خود پشت كرده و هر دم به فرهنگ نامشخص ديگران چنگ مي زند دستاوردش فرهنگي معلق است.
* برخي با گرماي كلامشان دماي محبت خانه را بالا مي برند و گروهي با بي مهري خانه خود را به سردخانه اي مملو از محبت منجمد شده تبديل مي كنند.
* آنكه گذشته را به ياد نياورد محكوم به تكرار است.
* كسي كه مدام در عالم خيال پرواز رويائي مي كند ، زماني به خود مي آيد كه عمرش هم پر زده و رفته است.
* هر انساني بهائي دارد برخي خود را به هيچ قيمتي نمي فروشند و گروهي پا زير قيمت چوب حراج به شخصيت خود مي زنند.
* در بازي زندگي بايد مواظب بود وگرنه باخت در دقيقه 90 ديگر قابل جبران نيست.
* اراده قوي به شرط عقل ، حاكم مي شود.
* اگر كسي دچار خودسانسوري بشود از ترس اينكه هوا پس باشد حتي راجع به وضعيت جوي هم اظهارنظر نمي كند.
* خودپسندي زماني پسنديده است كه ديگران هم بپسندند.
* استعداد بزرگ ، بدون اراده بزرگ وجود ندارد (بالزاك)
* برخي موقعي كه بافت سخن ديگري را محكم ديدند ، از سر ناتواني اتهام كلاف سردرگم به كلام او مي زنند.
* صاحب همت هيچگاه در پيچ و خم زندگي مستأصل نمي شود. (ناپلئون)
* كسي كه مدام پاي بي جهت بر موضعي مي كوبد بايد منتظر فروريختن زير پايش باشد.
* جديت مقصد را نزديك مي كند.
* زياده طلبان بيمار ، اضافي ها را بايد خرج كنند تا شايد كمي از سلامت از دست داده را پيدا كنند.
* فرزندي كه نصايح خوب پدرش را تاريخ مصرف گذشته توصيف كند بدون شك نسخه پيمان بد ، او را به داروخانه هاي بدتري هدايت مي كند.
* برخي در مقابل يك عمل ، دهها عكس العمل نشان مي دهند اگر بجا نباشد دهها برابر نيرو هدر داده اند.
* مردم فاقد نيرو نيستند فقط فاقد اراده اند (ويكتور هوگو)
* آنكه به همه چيز مي انديشد ، هيچ تصميمي نمي گيرد.
* آدمي كه گرفتار عقده خود كوچك بيني شده باشد بيشتر زير پاها له مي شود.
* از بين بردن كوه با برداشتن سنگ ريزه ها آغاز مي شود (ضرب المثل چيني)
* برخي وقتي به احترامشان كلاهت را برنمي داري مي خواهند سرت را به باد بدهند.
* اراده هاي ضعيف در حرف و اراده هاي قوي در عمل ظهور مي كنند (گوستا ولوبون)
* كسي كه در ابتداي راه آن را پيموده فرض مي كند مطمئناً بدون توشه در نيمه راه كم مي آورد.
* كسي كه خود را گم مي كند سرانجام پشت ميله هاي پشيماني پيدا مي شود.
* كسي كه براي گفت و گو شرط تعيين مي كند از ابتدا جاده بحث را يكطرفه اعلام كرده است.
* شادي و غم هردو وجود دارند مي توان با (مديريت) اندازه لازم را وارد زندگي كرد.
* برخي كه خودسرانه براي هر دردي داروئي تجويز مي كنند بيماري خودسري آنها ، خود نياز به درمان دارد.
* اگر دفاع منطقي نباشد نوعي تهاجم غيرمنطقي است.
* آنكه خودباوري خود را تحصيل كند خودساختگي را پيشاپيش حاصل كرده است.
* اگر كسي خميرمايه دوستي نداشته باشد از تنور زندگي او نان دوستي بيرون نمي آيد.
* صبح در حرف هاست و شب در انديشه ها
* اگر جايگاه مديريتي اولياي خانواده مشخص نباشد ممكن است فضاي خالي آن را ابزار ناكارآمدي پر كند.
* دست لرزان گره باز نمي كند.
* برخي آنقدر در التهاب زندگي خود را درگير كرده اند كه حتي وقت يك لحظه دلسوزي براي خود نگذاشته اند.
* رنجي كه شجاعانه تحمل شود ، دل سنگ را هم نرم مي سازد. (گاندي)
* دخل هاي بادآورده برخي پدران بي ترديد با مسلك هرچه باداباد فرزندان خرج مي شود.
* روزگار همه درها را به روي بردباران خواهد گشود (ضرب المثل چيني)
* در چهارراه زندگي برخي خود را به كوررنگي مطلقي مي زنند و از چراغ قرمز آن بي محابا مي گذرند.
* قدرت و تحمل اكثراً نسبت معكوس با هم دارند.
* در خانواده اي كه عدالت مجروح شده باشد ادامه آن عفونت منجر به مرگ را پيش رو دارد.
* تنبل را بايد با واكسن عمل به حركت درآورد وگرنه همچنان حرف هاي كپك زده بدون عمل را تكرار مي كند.
* كسي كه با اندك ناگريزي مي گريزد ، بهتر كه از همان آغاز وارد عرصه كارزار زندگي نشود.
* نجابت اگر در باغ خانواده جوانه بزند هيچ بادي در جامعه در هيچ فصلي خزانش نمي كند.
* آزادي وجدان ، نشانه خداپرستي است (مثل ايتاليائي)
* از برخي افراد خاموش بترسيد چون به شيوه چراغ خاموش قصد كمين زدن دارند.
* اگر مذهب ما را تسلي نمي داد زندگي رقت انگيزي داشتيم (تولستوي)
* هر انساني براي اصلاح خود اول بايد با خودش درگير شود وگرنه درگير و دار جامعه گير مي افتد.
* عجيب است كه عبور ثانيه هاي گذر عمر را مي بينيم اما گوشمان صداي بلند طبل رسيدن به پيري و نيستي را نمي شنود.
* تأسف براي گذشته به دنبال باد دويدن است (مثل روسي)
* بايد با چشم باز طي مسير كرد وگرنه با چشم بسته به تونل بحراني مي افتيم كه خودمان ساخته ايم.
* علم ، محبت و آزادي زينت انسان است (افلاطون)
* چه غمبار است چهره انساني كه پشت ديوار نان هاي آجر شده زندگي اش زانوي بي كسي در بغل گرفته است.
* بدگمان خيال مي كند تمام مردم دنيا به بدي او هستند (باب پاركر)
* زندگي بي شباهت به تشك كشتي نيست اگر آمادگي نداشته باشيم دچار فن كمرشكن آن مي شويم.
* كسي كه شانس را راهنماي خود بداند كور است (ضرب المثل ايتاليائي)
* برخي هزينه زيادي براي روياهاي دست نيافتني خود مي پردازند ، اينان مال باختگاني هستند كه سارق خود را هم خوب مي شناسند.
* حسادت آسايش انسان را مي گيرد ، مگر اينكه به خوبي ديگران حسادت كنيم آنگاه آسوده مي شويم.
* تجربه نشان داده است كه هرچه دايره تمنيات بشر گسترده تر شود ، دايره اسارت او تنگ تر مي شود.
* برخي همچون سيلاب آبروي خانواده اي را مي شويند و در منجلاب شرمندگي غرق مي كنند.
* كسي كه تسكين آرامش را فقط در پول مي بيند ، بداند كه دوايش اين نيست چون درد ديگري دارد.
* كسي كه چشم خود را به عيب بيني ديگران عادت داده است خود را از زيبائي هاي خدادادي محروم كرده و نمي داند.
* گاهي فريادي بلند شنونده اي ندارد و زماني فرياد يك نگاه به گوش همه چشم ها مي رسد.
* اگر در ذهنمان شخصيت ديگران را درست كاشته باشيم ، برداشتمان هم درست خواهد بود.
* وقتي آفتاب مهرباني در خانه اي نتابد اختلاف سريعاً بر حيات آن خانواده سايه مي اندازد.
* نه پدر سالاري و نه مادر سالاري ، اجازه مي دهيم منطق سالار باشد ، غائله خاتمه مي يابد.
* پدري كه فرزندش را تربيت نكرده باشد تا ابد ارثي شوم به او هديه كرده است كه بوي نانجيبي مي دهد.
* كسي كه چينه ديوار حاشا را بلندتر مي چيند سنگيني آوار نهائي آن را بر روي خود بيشتر مي كند.
* كسي كه قانون را زيرپا مي گذارد ، بدون شك از ليز خوردن به داخل زندان نبايد شاكي باشد.
* كسي كه الفباي زندگي را به خوبي مي داند كتاب زندگي اش را زيباتر مي نويسد.
* برخي آنقدر هنرمند هستند كه از هيچ هياهوئي بزرگ مي سازند اينها را هنرمند واقعي ندانيد.
* انساني كه نااميدي را از زندگي خود تفريق كند ، جمع و ضرب و تقسم در چهار عمل اصلي زندگي او جايگاه محاسباتي خاص خود را مي يابد.
* خشكسالي مي خواهد آب را هم به موزه بفرستد ولي نمي داند كه هر موزه اي بازديد كننده اي هم مي خواهد.
* كسي كه از ابتدا در مسير نيست ، توقع رسيدن او به مقصد هم اوهامي بيش نيست.
* كوير وقتي خبر سيل و ويراني آن را شنيد بيشتر از بي عدالتي ابر و آسمان شاكي شد.
* همنشين بي خرد مباش ، چراكه او كار خود را براي تو مي آرايد تا تو را چون خود كند. (حضرت علي ع)
* كسي كه مدعي دانستن است و نمي آموزد بر كلاس آموزش خود قفل محكم ناداني زده است و نمي داند.
* زود رسيده ، زود فاسد مي شود. (ضرب المثل آمريكائي)
* بايد گرفتار گذشته غم انگيز نشد چون حال ما نيز مجدداً فداي گذشته مي شود.
* بداخلاقي يا خوش اخلاقي از خصلت هاي هر كسي است ، كاري نكنيم كه جامعه براي ما گواهي فوت اخلاق صادر كند.
* برخي پدران روي فرش ماشيني مي نشينند و پندهاي نخ نما شده تحويل فرزندان خود مي دهند.
* آنكه نهان خود را اصلاح نمايد ، خدا آشكار او را نيكو فرمايد.
* روزنامه نگار پليس جامعه است جلوي انجام وظيفه اش را نگيريم. (اميل زولا)
* بدبيني از ترس راه بندان احتمالي ، حركت را از زندگي خود مي گيرد.
* ترس با نوميدي همراه است و آزرم با بي بهرگي همعنان
* ميزان و غفلت آرايه هاي هركس به اندازه كسري هاي اوست.
* برخي با اينكه مي دانند براي كارهاي سبك خود بايد تاوان سنگيني بپردازند متأسفانه بازهم وارد اين معامله مي شوند.
* هركه به عافيت زيردستش خشنود باشد از بالادست خود سالم ماند.
* برخي كه از چهار عمل اصلي رياضيات زندگي فقط به جمع معتقدند با تقسيم رابطه خوبي ندارند.
* برخي از اضطراب سلامت فرداي خود زمان حالشان را نيز بيمار مي كنند.
* سراب وقتي خيال انگار را به سوي خود كشاند او را به دام تشنگي انداخت و كشت.
* مرد بزرگ به خود سخت مي گيرد ، مرد كوچك به ديگران (كنفوسيوس)
* جامعه چند صدائي عالي است به شرط آنكه همهمه اجازه بدهد لااقل يك صدا درست شنيده شود.
* آنكه كرده وي او را به جائي نرساند ، لغب او وي را پيش نراند.
* مردان با افتخار گورشان قلوب نسل هاي آينده است. (تولستوي)
* آنانكه سر درد نكرده را دستمال مي بندند ، بدون شك دنبال دردسر مي گردند.
* زبان خردمند در پي دل اوست و دل نادان پي زبان او
* كساني كه همه چيز را به نام خود سند مي زنند اسنادشان مهر مردمي ندارد.
* قناعت مالي است كه پايان نيابد.
* گام آهسته با چشم باز (رسيدن) را نويد مي دهد ، سرعت بي مورد و بيراهه رفتن عاقبت ندارد.
* خوشي هاي كوچك خوشبختي بزرگ مي سازد.
* برخي موقعي كه در نبرد راست و دروغ كم مي آورند دست به كمان برده و نيزه دروغ شليك مي كنند.
* مردم دشمن آنند كه نمي دانند.
* روزانه هزاران تئاتر خياباني و كوچه بازاري اجرا مي شود كه مردم هم تماشاگر و هم در آن ناخواسته نقش بازي مي كنند.
* هر انسان مقصري اگر در مقابل اتهام گردن پذيرش خم كند براي هميشه سرافكنده نيست.
* اين دلها همچون تن ها به ستوه آيد پس براي آسايش آن سخنان گزيده حكمت را بجوئيد.
* اگر تاريكي نباشد اهميت روشنائي معلوم نمي شود.
* برخي به بهانه درآمدزائي جيب مردم را سزارين مي كنند.
* اگر خطا رفتي از برگشتن نترس (كنفوسيوس)
* كسي كه سخاوتمندانه وقت را از دست بدهد زماني مجبور مي شود براي گدائي آن دست و پاي زيادي بزند.
* هركه پوشش شرم گزيند كس عيب او را نبيند.
* ترديد و دودلي دائمي ، توقف دائمي بر سر دو راهي انتخاب است.
* هر انساني كه استعداد شيرجه زدن در عمق اندرزها داشته باشد در اقيانوس متلاطم زندگي هيچگاه بيهوده غرق نمي شود.
* پاكدامني زيور درويشي است و سپاس زينت توانگري
* پشيماني مجازات گناه است و توبه كفاره آن
* برخي با ديدن يك سرنخ از شما چنان بافتي مي بافند كه بي پرو اندازه شماست.
* روز داد بر ستمگر سخت تر است از روز ستم بر ستم بر
* آينه دل بايد صاف باشد ، محدب يا مقعر نوع پيش ساخته تفكر ماست كه تصوير را به گونه خود خواسته ما نشان مي دهد.
* گناهان ما سمج و توبه ما سست است. (بودلر)
* اخلاق معرف اصلي است و مال ، شرافت موهوم (سموئل اسمايلز)
* برخي به رغم اينكه كارنامه اجتماعي آنها همواره چند تجديدي دارد حاضر نيستند در روش خود تجديد نظر كنند.
* آنكه به كار ديني اش بپردازد خدا كار دنياي او را درست سازد.
* مبتكران معمولاً به آينه كاري اطراف خود اهميت بيشتري مي دهند چون مي خواهند خود را چند تا ببينند.
* جهنم واقعي ، وجدان معذب است (ضرب المثل آلماني)
* گروهي آنقدر غرق سوادگري شده اند كه نمي دانند عمر خود را هم در اين آشفته بازار پيش فروش كرده اند.
* هيچ مالي از خود سودمندتر نيست و هيچ تنهائي ترسناك تر از خود پسنديدن.
* احمق و پولش به زودي از هم جدا مي شوند (مثل آفريقائي)
* دانش بدون وجدان ، ويراني است (رابله)
* گستاخي برخي به حدي است كه حتي وقتي دهانشان را قفل مي كنند ، تقاضاي سرقفلي هم دارند.
* بلاخره به زمان انسان با استراتژي چندپهلو را وادار مي كند كه در يك اسكله پهلو بگيرد.
* ايمان آن است كه راستي را برگزيني كه به زيان تو بود بر دروغي كه تو را سود دهد.
* معلمي كه پرسش را تحميل مي كند ، دانش آموز را اجباراً بر كوچه پس كوچه هاي پرسشگري چند جوابي فراري مي دهد.
* سرزنش وجدان مجازات ما و پشيماني جريمه آن است (اويبوري)
* به هر قيمت بخري از هديه گرفتن ارزان تر است (مثل مراكشي)
* اگر ريشه اي با مسائل برخورد نشود از رشد خبري نيست.
* بدانيد از جمله بلاها درويشي است و سخت تر از درويشي بيماري تن و سخت تر از بيماري تن ، بيماري دل است.
* كسي كه دائم با دشمنان فرضي در جدال است در غفلت او از دشمن واقعي كمين مي خورد.
* انسان ، خود معني و قياس خويشتن است
* شگفتا كه روزانه دهها بار حال ديگران را مي پرسيم اما يك احوالپرسي ساده از خودمان نمي كنيم.
* قد با نگاه خردها را بيشتر ، آنجا تواني يافت كه برق صلح ها بر آن تافت.
* عشق چيزي مفيدتر از همه داروهاي جهان دارد.
* كسي كه فكر مي كند بار كج به منزل مي رسد حتي كج هم فكر مي كند.
* بدانيد كه نعمت ها فراخي مال است و بهتر از فراخي مال دوستي تن و بهتر از دوستي تن ، دل از گناه محفوظ بودن.
* مديريت اگر بزرگ باشد در طول زندگي كارهاي كوچك ادعتي عرض اندام نمي كنند.
* اگر قضاوت در مورد شخص درست از آب در نيايد ، باران طعنه مردم هم نمي گذارد لباس متهم خشك شود.
* قلب شما قرآن چشم شماست و چشم شما تنها از منبع قلب شما الهام مي گيرد و نيك را از بد شناسد.
* عيب نهاني مردم را آشكار نكن كه خود را رسوا كني (سعدي)
* بي فرهنگي وقتي از نردبان زندگي ما بالا رفت از بلندي شخصيت ما را خيلي ريز مي بينند.
* جوهر وحدت را در رضايت و همفكري بدان آنگاه آزادي فرا مي رسد
* هيجان در ذات همه است اما نحوه تخليه آن شناسنامه شخصيتي ما را صادر مي كند.
* خرد را به خردمندان بخشيده اند تا در حوادث زندگي از آنان دستگيري كند و به آنان راه بنمايد.
* قلم متكي به حق و عدالت از هر شمشير تواناتر است (اميل زولا)
* حق با كسي است كه با آينده پيوند نزديكتر دارد
* پندار آدم متوسط را بگيري ، خوشبختي اش را گرفته اي.
* اگر همواره سوار بر موج احساسات باشيم ، حتمي وجود ندارد كه در ساحل تعقل و نجات پياده مي شويم.
* تفرد ضعف است براي نجات بايد هدفي بيرون از خود بيابيم. (تولستوي)
* عده اي عقده هاي ناگشوده خود را با دست و گروهي با دندان باز مي كنند ولي هر دو اينها به زندگي چنگ و دندان نشان مي دهند.
* مهارت زندگي با مهارت در زنده بودن دو مقوله كاملاً متفاوت است لطفاً عوضي نگيريد.
* فرزندي كه در گلخانه زندگي با انديشه سبز پرورش ياقته باشد افكارش در چهارفصل خدا خزان ناپذير است.
* اگر كسي در واحدهاي درس زندگي (احتياط) را به اختيار حذف كند ، مجبور مي شود واحدهاي (جبراني) زيادي را به اجبار بگذراند.
* اگر كسي به سلاح ايمان مجهز باشد هيچ سارق مسلح فرهنگي نمي تواند به وي تهاجم يا شبيخوني داشته باشد.
* انسان هاي دلمرده همچون رودخانه كم رمقي هستند كه در راه رسيدن به دريا در بستر رودخانه زنده به گور مي شوند.
* توصيه مي شود غريق درياي انديشه خوب را هيچگاه نجات ندهيد.
* بي شك كسي كه از سايه خود مي ترسد آفتابي نمي شود و هواي ابري ايده آل اوست.
* خانواده اي كه ديوار بي اعتمادي بين اعضاي آن كشيده شده باشد زندان بزرگي است با مجموعه اي از سلول هاي انفرادي
* درد مي رود اما زيبائي مي ماند (آگوست رنوار)
* اي كاش قلب ها در صورت بود.
* اگر نتيجه تضمين شود نگرش راكد و بي روح خواهد شد. (ويليام جيمز)
* كسي كه فكر مي كند چشم هاي تيزبين مردم او را نمي بينند ، كوركورانه زندگي مي كند.
* دل انسان اگر همچون آينه صاف باشد ، تصوير مردم را همانطور كه هست مي بيند.
* رمز آفرينش را فقط هنگامي در مي يابيم كه آزادانه عمل كنيم (هانري بركسون)
* هواي جامعه كه ابري شد سايه هم ديگران را همراهي نمي كند.
* كساني كه با چشم خوب نمي نگرند ، معمولاً در سياه خانه دلشان هم تصوير خوبي چاپ نمي كنند.
* عده اي در جامعه مدفونند و خيال مي كنند كه زنده اند.
* كساني كه به زينت ظاهري شان مي افزايند دنبال كسري زينت باطني خود هستند.
* كساني كه وجدانشان را توپ قاضي در محكمه بيدار نمي كند ، بهتر است به واحد توپخانه قضات سپرده شوند.
* زندگي همچون يك بازي فوتبال اشت ، عده اي تماشاچي ، گروهي توپ زن و تعدادي همچون خود توپ هستند.
* اگر كسي را ديديد كه با وزش «باد» به هر طرفي مي رود ، به «ريشه داري» او شك كنيد.
* اين جهان ، جهان تغيير است نه تقدير (ويليام جيمز)
* اگر انسان نقش خود را در زندگي خوب بازي كند اگر بازنده هم بود حتي باختن او دوست داشتني است.
* هيچ چيز از اسراري كه نبايد فاش شود ، سنگين تر نيست (ضرب المثل فرانسوي)
* توصيه مي شود كساني كه زبان تلخ دارند بهتر است گفتار درماني را براي رسيدن به شيرين بياني در دستور كار خود قرار دهند.
* كساني كه دچار عقده بزرگ بيني هستند ، از ديدن كوچك هاي بزرگ محرومند.
* تجربه ديگران راه رفته اي است كه فاصله اش با كلماتي كوتاه به ما گفته مي شود اما پيدا كنيد گوش شنوا را.
* مواظب باشيد كلاه گشاد سر شما نرود ، چون آن وقت عرصه بيشتر بر شما تنگ مي شود.
* كسي كه نداند خودش كيست ، ادعاي او در مورد شناخت ديگران بوي ناداني مي دهد.
* حتي چشم را مي توان براي ديدن زيبائي ها تنظيم كرد ، پس اگر چشم انداز زيبائي مي خواهيد ، بسم ا...
* نهال دوستي واقعي آهسته رشد مي كند .
* دلي كه در گرو دلدار نباشد ، دل نيست.
* هديه ، دوستي را مي پروراند و برادري را تجديد مي كند (حضرت محمد (ص))
* كسي كه قدردان زحمات ديگران باشد ، جا دارد كه از تشخيص خودش هم قدرداني كند.
* انسان ها هم در زندگي بازيگرند هر كس به فراخور سناريو خود مي تواند كاري بكند كه نقش اول يا آخر بازي را داشته باشد.
* برخي كرامت خود را زير پا مي گذارند تا به متاعي دنيائي برسند ، اما برخي ديگر مقام را لگدمال مي كنند كه كسي پا روي كرامتشان نگذارد.
* امتياز انسان اين است كه مي تواند انتخاب كند (ويليام جيمز)
* چراغ راهنمائي زندگي گاهي سبز ، زماني قرمز و برخي اوقات زرد است ، ولي براي عبود مطمئن هر سه احتياط را فرياد مي زنند.
* دوستي با افراد خوش ظاهر ، متملق و چرب زبان ، زيان آور است. (كنفوسيوس)
* خانواده بايد هر لحظه كجا بودن فرزندان خود را پيش از آنكه از ناكجا آباد سر در بياورند ، بداند.
* برخي خانواده ها كه به پي ريزي تربيتي فرزندان خود اهميت كمي مي دهند در واقع ساختاري بر شالوده اي سست و ديواري تا ثريا ، كج بنا مي كنند.
* كسي كه با چشم و گوشي باز در زندگي حركت نمي كند ، خواب آلوده اي متحرك در ميان جامعه بيدار است.
* خوارترين مردم كسي است كه پست شمرد مردم را (حضرت محمد (ص))
* ذهن برخي همچون مردابي خفته است ، مي توان با ضربه اي در آن موج بيداري ايجاد كرد.
* نه پدر و نه مادر و نه فرزند ، هيچكدام نبايد سالار خانواده باشند چون از اينگونه زندگي ها همواره جنگ سرد در جريان است.
* تجويز استراحت براي انسان هاي پويا حكم مجازات دارد.
* حركت اگر در مسير نباشد ، اميدي هم به رسيدن مقصد نيست.
* برخي استثناهاي خود را قاعده و قاعده ديگران را استثنا مي دانند ، شما از كدام طيف هستيد؟
* كسي كه حتي يك بار مزه عفو كردن را چشيده باشد مشتري پر و پا قرص آن مي شود و بر انتقام براي هميشه تف مي كند.
* گاهي مي توان در عالم تنهائي احساس جمعي داشت و رنج تنهائي را تنها گذاشت.
* كسي كه دريچه انتقاد را بر روي خرد ببندد دروازه اصلاح را بر روي خود دوقفله مي كند.
* مانند مرد عمل فكر كن و مانند مردفكر عمل نما (هانري برگسون)
* برخي مانور زندگي را خوب اجرا مي كنند اما در ميدان عمليات واقعي سريعاً مجروح شده و كنار مي كشند.
* هر كسي را بيشتر دوست داري ، كمتر به او تملق بگو (موسير)
* از دست بسته انتظار دل باز نداشته باشيد.
* ذليل و بي مقدار است آنكه تكبر بر مردم نمايد.
* يك انسان متعالي به اندازه اي كه بزرگ مي انديشد ، بهتر نيز زندگي مي كند. (امرسون)
* دست درازي بي مورد سبب مي شود كه عاقبت ، شخص دست از پا درازتر راهي جائي ناخواسته شود.
* تصور كنيد اگر كفن جيب داشت طماعان چه عمقي براي جيب هاي خود به خياطان سفارش مي دادند.
* فريب ستايشگران را نخوريد كه دشمنان پنهان شمايند.
* شگفتا كه برخي حتي خودشان را به خوبي نمي شناسند اما صاحب نظر در شناخت ديگران مي دانند.
* كسي كه دست به عصا راه مي رود در چاه خطا نمي افتد.
* بسنده كردن اعتراف به معايب كوچك نشانه پنهان داشتن معايب بزرگتر است.
* اشك بي گناه خون بي رنگ است ، انسان هاي با عاطفه رنگ قرمز آن را خوب تشخيص مي دهند.
* مغرور به صداي عقل و دين گوش نمي دهد.
* برخي حركات والدين در خانواده نوعي شالوده شكني است در حاليكه فكر مي كنند نماي خوبي مي سازند.
* كسي كه در روز روشن به سوي تاريكي گام برمي دارد پيشاپيش روز و روزگارش سياه است.
* آغوش گرم پدر و مادر به روي فرزندان نبايد بسته باشد چون هميشه آغوش گشوده پشت در منتظر نشسته است.
* آنان كه از توليد و عرضه هراس لذا مي برند ميزان تنفر نيز از آنان بسيار بالاست.
* گفت و گو ، ضيافت ذهني است .(هرمر)
* با عزم و اراده با سستي و بدبختي بجنگيد.
* همه انسان ها داراي گنجينه محبت هستند اما در هزينه كردن آن تفاوت انساني خرد را نشان مي دهند.
* ثناي كمتر از استحقاق ، عجز و حد است و ثناي زياد بر ارزش ، نفاق.
* ثروتمندان از بي ارزش ترين چيزها لذت مي برند.
* آنان كه مدام كار امروز را به فردا مي افكنند ، سرانجام زير آوار كارهاي انجام نشده مدفون مي شوند.
* حفظ بقا در ذلت ، نوعي نيستي است.
* وقتي قانون جنگل بر جوامع انساني حاكم باشد ، هر انساني به فراخور ضعف و قدرت خود حكمي در جيب دارد.
* مي توان از خودبيني به جذابيتي رسيد مشروط به آنكه آينه خودخواهي را بشكنيم.
* جديت مقصد را نزديك تر مي كند.
* زندگي داد و ستدي بيش نيست بايد در غم ديگران گريست تا اشك در غم ما ريخته شود.
* آنان كه ناتوان از اداره خود هستند ، ناگزير به اطاعت از ديگرانند.
* برخي با ايجاد فضاي سرد انساني ، آبروي ديگران را منجمد مي كنند.
* به آنان كه نگاهشان به شما و دلشان جاي ديگر است ، دل نبنديد ، مي شكند.
* اين دو دنيا با هم مرتبط هستند نبايد يكي را به بهانه ديگري در مسلخ هوا و هوس قرباني كرد.
* خودسري ، توليد حسد و بي شرمي و تملق مي كند.
* انسان هاي خطاكار جزاي (ندانم كاري) را سرانجام پشت (ديوار ندامت) دريافت مي كنند.
* برخي كه مي خواهند با زر و زور و تزوير در پشت پرده فريبكاري مخفي شوند ، دست تقدير با پرده دري رسوايشان مي كند.
* پدران و مادران بدانند كه طلاق رهائي نيست بلكه امضاي سند پذيرفتن حضور در سلول هاي انفرادي است.
* چه بسا در جست و جوي سعادت موهوم هزار بدبختي را تحمل مي كنيم.
* عمر انسان فرصتي يكباره است ، ولي طي آن فراوان فرصت را از دست مي دهيم.
* سد حرمت كه شكسته شد سيلاب ويرانگر بي حرمتي خرابي هاي غيرقابل ترميمي به جاي مي گذارد.
* فرزندان گل هاي خانواده هستند گاهي بي مهري به آنان سبب ترك عاطفي و پرپر شدنشان مي شود.
* مطمئناً اگر پايمردي زنان نباشد ، مرد خانواده هم پايدار نمي ماند.
* كسي كه سرنوشت خود را به افكار پوسيده ديگري گره مي زند ، با طناب پوسيده همان شخص نيز به عمق چاه ناداني مي افتد.
* چون عقل زيادي گيرد ، كلام اندك شود. (امام علي (ع))
* انسان بهائي به قيمت عمرش براي پختگي مي پردازد واي اگر بگذرد و همچنان خام بماند.
* مطمئن باشيد تا هوا «پس» نباشد ، عده اي «جوسازي» نمي كنند.
* هر حكومتي وظيفه دارد سعادت مردم را نيز تأمين كند. (كنفوسيوس)
* براي شناخت يك فرد ، فهم رفتارشناسي بالائي لازم نيست ، گاهي يك حركت او كفايت مطالعه را اعلام مي كند.
* كسي كه نداند محبت اش را كجا صرف كند ، در صرف و نحو افعال زندگي و معاشرت مشكل دارد.
* زندگي هر كسي قصه اي ننوشته است ولي عاقبت ديگران آن را بازگو مي كنند ، نگران نباشيد.
* خانه سالمندان همان ايوان مدائني است ، باشد كه عبرت بگيريم.
* انسان گاهي بايد با خودش ملاقات كند و از او بپرسد كجاي كاري
* كساني كه به پدران و مادران خود حرمت مي گذارند بهترين معني قدرشناسي را از كتاب لغت زندگي پيدا كرده اند.
* اگر سخني سنجيده گفته شود ديگر كسي جرأت نمي كند در ترازوي ذهني سنجش خود به آن (پارسنگ) بريزد.
* درياي نگاه عده اي مدام توفاني است ، مواظب كلاه و سرتان باشيد.
* حتي تنهائي هم مي تواند آهنگ خوبي در زندگي داشته باشد ، به شرطي كه خوب تمرين و خوب هم اجرا شود.
* در دنياي چشم و همچشمي برخي چهار چشمي ديگران را مي بينند و خود كوركورانه پيش مي روند.
* برخي مريدند و گروهي مراد ، آنان كه ارادت واقعي به خدا داشته باشند ، مرد ميدان اند.
* برخي براي رهائي از تنهائي اطراف خود را آينه كاري مي كنند ، اين جمعيت سازي هم كارساز نيست.
* راه افراط و تفريط سرانجامش سقوط به دره ندانم كاري است.
* كساني كه عينك قضاوت دائمي بر چشم دارند همواره براي همه دست به حكم هستند.
* گاهي اوقات در فراقت برخي فراغت دلپسندي حاصل مي گردد.
* ما روزي خواهيم مرد كه نتوانيم از زيبائي لذت ببريم (آندره ژيد)
* برخي اوقات گفتن نگفته ها و زماني نگفتن گفته ها هر دو گرفتاري دارد.
* انديشه كن ، آنگاه سخن گوي تا از لغزش بركنار باشي (حضرت محمد (ص))
* شگفتا كه گاهي اوقات خطر غفلت بيخ گوشمان است و صدايش را نمي شنويم.
* كسي كه پشت به جامعه مي كند ، زمانه سرانجام او را پشت و رو مي كند.
* هر انساني توانائي هاي نهفته اي دارد كه هيچكس بهتر از خودش نمي تواند آن را كشف كند.
* كسي كه پشت سر شما بي باكانه بد مي گويد مسلماً از سخن گفتن پيش روي روي هراس دارد.
* انسان وقتي سرش را به سلماني ناشي سپرد بايد منتظر زخمي شدن از خنده ديگران باشد.
* همه استعداد دارند ، استفاده از استعداد هم استعداد مي خواهد.
* آنان كه جلو قانون راه نمي روند ، قانون هم در تعقيب آنان راه نمي افتد.
* در خانه اي كه ارتباط عاطفي مناسبي وجود ندارد ، معمولاً بافت اين خانواده نخ نماست.
* كسي كه از راه حلال نان مي خورد ، هيچگاه در جاده گرسنگي تنها نمي ماند.
* چيزي را بگو كه ارزش آن بيش از خاموشي باشد (ديل كارنگي)
* طبيعت هفت رنگ دارد ، تيره دلان همواره رنگ سياه را ميهمان چشم خود دارند.
* حكمت ، درختي است كه ريشه اش در قلب است و ميوه اش در زبان (بطليموس)
* تا كسي كليد عقل خود را گم نكرده باشد ، بر در مردم لگد نمي زند.
* شگفتا كه برخي حاضرند سقفي ويران شود شايد آجري بر سر يك نفر فرود آيد و نانش را هم آجر كند.
* دشمني كه كلام شيرين دارد ، شمشيرش تيزتر است (ضرب المثل آلماني)
* كسي كه در سخنان خود تأمل نكند ، مجبور است تركش انتقادات را تحمل كند.
* كسي كه جدال را به جدال ترجيح مي دهد كم آورده است ، شك نكنيد.
* فضيلت انسان زير زبانش نهفته است . (امام علي (ع))
* انسان هرچه بيشتر وزن و وقار داشته باشد ، كمتر دچار جريان سيلاب هاي سطحي جامعه مي شود.
* محبت وقتي در شما نهادينه شد با كمي تمرين در مهرورزي ، ورزيده مي شويد.
* كسي كه هر قانوني را شخصاً تفسير به رأي مي كند ، معمولاً هم قاضي را كوچك مي بيند.
* بايد نگاه تحقير آميز را از روي ديگران برداشت تا از زير بار سنگين آن كمر راست كنند.
* زماني جرأت كسي گل مي كند كه نهال شهامت شما را نبيند.
* زندگي شكفتن بزرگي است ، چرا مرگ از آن بزرگتر نباشد.
* عجب نيست كه برخي با فرياد گوشخراش خود ديگران را به سكوت دعوت مي كنند.
* كسي كه كار امروز را به فردا بيندازد ، بار امروز خود را به روي بار فردايش انداخته است.
* خواستن مي سوزاند ، توانستن ويران مي كند ، اما دانستن آرامش مي دهد (رولان بارت)
* چقدر زيباست كه آهنگ گفتار انسان همواره با نوائي انسان دوستانه نواخته شود.
* وقتي تعفن گناه بلند مي شود ، مؤمن دعا مي كند كه كاش شامه بويائي ايمانش كور بود.
* شگفتا كه برخي از نمك ديگران پروار شده اند اما براي صاحب نمك گوشت تلخي مي كنند.
* انديشه ات فراتر از حادثه هاست از پيش ، آرامش رود را ، در دل دريا مي خواني
غربت ، ميقات آزاديت كلامت ، جرقه حركت
گامهايت لنگر حادثه ها چشمانت ، رنج خانه تاريخ است
ابهام كوهساراني ، با ترنمي جاري كه سرسبزي جلگه ها از توست ، در پيام آوري بركت ، ابرها ، تن به قلّه ات مي سايند ، چنان صبوري كه در عروجي مكرّر ، رنج صخره وار تاريخ بر شانه هايت ناچيز است ، با تابت انديشه هاي حلزوني مي خشكند و شپّرها به دخمه مي گريزند ، آنسوي خبر نشاني توست.
آوازت رقص پرندگانت ، خشمت ، گذرنامه طغيان
كه انتهايت شور است در سنگري به وسعت آزادي
بيدار باش ، نوري شب ، از تو هراسان است ، به يغما نمي روي
در بال كبوترها ، يادت در دل ها خواهد ماند
شعر از : كريم ا... قائمي
**********
* شعر زندگي را بايد عاشقانه خواند ، وگرنه زندگي بدون عشق ، سردخانه اي است كه هيكل ما در آن تحركي بي روح دارد.
* اگر دانش فني فرهنگ وارداتي را نداشته باشيم ، تا ابد مجبوريم فرهنگ مونتاژ شده را به صورت تحميلي بپذيريم.
* عمر خود را صرف خواسته هاي پوشالي كردن ، طلا خرج مطلا كردن است.
* عجب حكايتي است ، گاهي هزاران راه هموار نرفته پيش روي ماست ، اما اصرار داريم كه به كوره راه هاي ندانم كاري گام بگذاريم.
* فروتني نعمتي است كه به آن حسد نبرند. (امام علي (ع))
* بيشترين تأثير افراد خوب زماني احساس مي شود كه از ميان رفته باشند. (امرسون)
* انسان ها به رنج نيازمندند ، قدري ناكامي براي صيقل دادن روح آدمي لازم است (ويليام فاكنر)
* برخي كه از گفتمان بيزارند ، بدون ديده باني آتش تهيه ، كور روي طرف مقابل مي ريزند.
* از دست دادن ثروت مهم نيست ، قبر را نبايد از دست داد.
* با آنكه مي دانيم عاقبت همه نقاب از خاك مي كشيم ، چرا اينقدر در زندگي نقاب عوض مي كنيم.
* و تورا براي هميشه
براي هميشه
هر دو چيز را دوست مي دارم
يكي ، يكي را و ديگري تو را
گل را براي تو و تو را
براي هميشه
**************
* هر كس به كَفَش عصاست ، موسي نشود
وآنكس كه پدر نداشت ، عيسي نشود
يوسف نشود هر آنكه زندان رفت
هر شاخه از درختي كه طوبي نشود
***************
* كلام نپخته همچون زايمان زودرس كودكي ناقص تحويل مي دهد ، دردسر رس كردن آن بعد از آن است.
* به حرفه اي باعفت مشغول بودن ، بهتر از داشتن ثروتي است كه با فجور همراه باشد (حضرت علي (ع))
* وقتي هشدارهاي خيرخواهانه را جدي نگيريم ، شوخي شوخي به دام شير مي افتيم.
* دموكراسي فقط با درك توده مردم از واقعيات اجتماعي ، پيشرفت مي كند. (جان ديويس)
* تكبر ماده اش بر جهل محض و عدد جنسش معرفت محض است (غزال طوسي)
گـزيده هائـي از
بزرگان جهان
گردآورنده :
ذبيح ا... ميقاني
عضو شوراي اسلامي شهر گرگان



